?قضاوت با خودمان?
شايد تا کنون برايمان پيش آمده باشد که برای به انجام رساندن بعضی کارها يا حتی گذران عادی زندگی درگير هزينه?ها و زحمات بی?مورد بشويم و نه تنها خودمان بلکه ديگران را هم به مشکل بياندازيم. جالب است که وقتی دقيقتر نگاه می?کنيم، می?بينيم بعضی از اين دردسرها اصلاً ريشه حقيقی ندارد و صرفاً به خاطر يک فرهنگ و هنجار ناصحيح حاکم بر جامعه ايجاد شده و ناخواسته، ما و زندگيمان را تحت تأثير قرار می?دهد.
عبدالرحمن بن عوف مرد ثروتمندى بود كه مطابق راه و رسم جاهليت، مهريه(1) سنگين را دليل بر شخصيت زن و موقعيت ممتاز شوهر مى?پنداشت. روزی عبدالرحمن پيش پيامبر اکرم (صلّی الله عليه و آله و سلّم) آمد و گفت:
"اگر فاطمه را به همسرى من درآورى، صد شتر كه بار همه آن?ها پارچه?هاى گران?قيمت مصرى است به اضافه ده هزار دينار طلا مهريه او مى?كنم!!"
پيامبر در پاسخ اين خواستگارى فرمودند:
"فکر می?کنی من بنده پول و ثروتم كه با پول و ثروت مى?خواهى به من فخر بفروشى؟"
غير از عبدالرحمن، مردان زيادى از اصحاب شاخص پيامبر به خاطر كمالات فاطمه (عليها السلام) و انتسابش به شخص پيامبر از يک سو و شرافت خانوادگی?اش از سوی ديگر، به خواستگارى او آمدند. اما همگی جواب رد شنيدند، چرا که به فرموده پيامبر، امر ازدواج فاطمه (عليها السلام) به دست پروردگار بود.(2) سرانجام با نزول فرشته وحی پيامبر از طرف خداوند مأمور شدند که ايشان را به همسرى على بن ابيطالب (عليه السلام) درآورند.(3)
درست است كه اين ازدواج آسمانى است، اما به طور خاص شخصيت فاطمه (عليها السلام) و کلاً احترام و آزادى زنان در انتخاب همسر ايجاب مى?كرد كه پيامبر بدون مشورت با ايشان اقدام به اين كار نكند. عليرغم اينکه فاطمه (عليها السلام) خواستگاران زيادی داشت، اما در مورد هيچ کدام روی موافق نشان نداده بود. اين بار نيز پيامبر موضوع را با ايشان در ميان گذاشت و از خصوصيات خواستگار جديد برای ايشان تعريف کرد. على بن ابيطالب (عليه السلام) كسی بود که دستش از مال و ثروت دنيا كوتاه بود و از معيارهاى عصر جاهلى چيزى نداشت، اما تمام وجودش مملو از ايمان و ارزشهاى اصيل اسلامى بود. اين بار بر خلاف دفعه?های گذشته فاطمه (عليها السلام) موافقت کرد. پس از اطلاع از موافقت فاطمه (عليها السلام)، پيامبر رو به على (عليه السلام)? كرد و فرمود:
"چيزى دارى كه مهريه همسرت قرار دهى؟" عرض كرد:
"پدر و مادرم به فدايت، شما از زندگى من به خوبى آگاهی كه جز ?شمشير? و ?زره? و ?شتر? چيز ديگرى ندارم."
پيامبر که يکی از معيارهای برتری زنان را کم بودن مهر آنها می?دانست،(4) رو به علی (عليه السلام) کرد و فرمود:
"حق با توست، شمشيرت به هنگام كارزار با دشمنان اسلام مورد نياز است. با شتر نيز بايد نخلستان را آب دهى، و در مسافرت?ها از آن استفاده كنى. بنابراين تنها زره را مى?توانى مهريه همسرت بنمايى و من دخترم فاطمه را در برابر همين زره به عقد تو درآوردم!"
پيامبر دستور دادند زره على (عليه السلام)? را بفروشند و پول آن را نزد ايشان آورند. سپس آن پول را سه قسمت كردند، قسمتى را به بلال دادند، تا از آن عطرى خوشبو تهيه كند، و دو قسمت ديگر را براى تهيه وسائل زندگى و لباس تعيين فرمودند. پيداست وسائلى كه می?توان با اين پول ناچيز در آن زمان خريد چقدر ساده و ارزان قيمت ?بوده است!(5)
مهريه اندک فاطمه (عليها السلام) و مصرف آن برای تهيه جهيزيّه و لوازم و امکانات مورد نياز زندگی بالاترين سرمشق براى كم?كردن هزينه?ها و قناعت كردن به حد امكان و توانائى است.
ازدواجی آسمانی، اما اينقدر ساده و بی?تکلف؟ واقعاً معيارها چيست؟ فضيلت?ها را کجا بايد جستجو کرد؟ و در اين ميان ما چگونه عمل می?کنيم؟ قضاوت با خودمان ...
(برگرفته از کتاب "زندگينامه حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام)" ، تأليف آيت الله مکارم شيرازی، با اندکی تصرف)
پاورقی?ها:
1- مهريه يا صداق عبارت از مالي است که شوهر در ازدواج به عنوان هديه و برای نشان دادن صدق نيت خود به ملکيت زن در می?آورد يا پرداخت آن را به محض درخواست زن بر عهده خود می?پذيرد. موضوع مهريه بعضاً در اديان و ملل ديگر نيز مطرح بوده و هست. اما با آنچه در اسلام تعريف می?شود، تفاوت?هايی دارد.
2- قال رسول الله (صلّی الله عليه و آله و سلّم): "امرها الی ربها". کشف الغمة، جلد 1، صفحه باب ذکر تزويجه سيدة نساء العالمين
3- در اين زمينه از پيامبر اکرم نقل شده اتانى ملك فقال يا محمد ان اللّه يقرأ عليك السلام و يقول لك: انى قد زوجت فاطمه ابنتك من على بن ابى طالب فى الملاءِ الاعلى، فزوجها منه فى الارض?:
?فرشته?اى از سوى خدا آمد و به من گفت: خداوند بر تو سلام مى?فرستد و مى?گويد من دخترت فاطمه را در آسمانها به همسرى على بن ابيطالب درآوردم تو نيز در زمين او را به ازدواج على درآور?!
4- قال رسول الله (صلّی الله عليه و آله و سلّم) افضل نساء امّتی اقلهن مهرا... ، مستدرک الوسائل ، جلد 14، صفحه 216
5- در تواريخ آمده كه با آن پول لوازمی تهيه شد که مهمترين آنها عبارت بودند از:
يك عدد روسرى بزرگ به چهار درهم? ـ يك قواره پيراهن به هفت درهم? ـ يك تخت كه با چوب و برگ خرما تهيه شده بود ـ چهار عدد بالش از پوست گوسفند كه از گياه خوشبوى ?اذخر? پر شده بود ـ يك پرده پشمى ـ يك قطعه حصير ـ يك عدد دستاس ?آسياب كوچك دستى? ـ يك مشك چرمى ـ يك طشت مسى ـ يك ظرف بزرگ براى دوشيدن شير ـ يك سبوى گلى سبزرنگ و ...
|
+| نوشته شده توسط
سوخته دلان عاشق در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385
|