تبليغاتX
سلام بر دو کوهه
 با سلام خدمت شما برادران و خواهران گرامی
پيرزني فرسوده از درد زايمان، بررسي فرجام يک ماه مقاومت برابر اسرائيل حزب‌الله لبنان و اسرائیل یک ماه است که سرگرم جنگ هستند و به رغم تصویب قطعنامه آتش‌بس شورای امنیت در شب گذشته، هنوز این امر محقق نشده است. در مورد این جنگ، مطالب بسیاری گفته یا نوشته شده، اما عنایت به ویژگی‌های این نبرد کمتر مطرح بوده و بیشتر به آغازگر آن یا تلاش‌های سیاسی مربوط به این رویداد توجه شده است. به نظر می‌رسد اکنون فرصت مناسبی برای بررسی ویژگی‌های کم‌نظیر این نبرد است: الف) این نخستین بار در طول تاریخ رژیم اسرائیل است که این رژیم با چنین جنگ طولانی‌مدتی روبه‌رو شده است. ب) این جنگ از سوی حزب‌الله نه منظم است و نه نامنظم. در این‌که از نظر نظامی منظم و کلاسیک نیست، تردیدی نیست، اما مشخصه‌های جنگ نامنظم را هم ندارد. از لحاظ اصول جنگ‌های نامنظم، وظیفه چریک دفاع از زمین نیست، ولی حزب‌الله به رغم نداشتن آتش هوایی و توپخانه زرهی و همچنین فقدان تجهیزات مهندسی، از زمین هم به شکل قابل قبولی در برابر یک ارتش منظم که همه گونه آتش و امکانات مهندسی دارد، دفاع می‌کند. ج) در حالی که حزب‌الله با روش چریکی و نامنظم می‌جنگد، در برخی از صحنه‌های نبرد، رفتاری از خود نشان می‌دهد که بیشتر ارتش‌های کلاسیک عرب و منطقه، نمی‌توانند انجام دهند. زدن دو ناوچه و ناوشکن اسرائیلی، کاری بسیار شایسته از سوی رزمندگان حزب‌الله بود. نخست رژیم اسرائیل تلاش کرد انجام این کارها را به پاسداران ایرانی نسبت دهد که با ادامه نبرد و روشن‌تر شدن عرصه درگیری، دروغ بودن این شایعه آشکار شد. د) ارتش اسرائیل در ده روز نخست، همه هدف‌های موجود در لبنان، اعم از پل‌ها، پمپ‌بنزین‌ها، جاده‌ها، ساختمان‌های مربوط به حزب‌الله و... را در هم کوبید و بیش از یک میلیون نفر را آواره کرد، به این امید که حجم زیاد ویرانی‌ها، روحیه حزب‌الله و مردم لبنان را در هم شکند، اما این خرابکاری‌ها نتیجه عکس داد. مردم آواره، صمیمانه‌تر از گذشته از فرزندان خود در جبهه‌ها حمایت کردند و رزمندگان نیز عاشورایی‌تر جنگیدند. ه) از عجایب این جنگ این است که امروز ارتش اسرائیل با حمایت آشکار آمریکا و انگلیس و پشتیبانی پنهانی کشورهایی چون روسیه و بعضی دولت‌های عربی، همه‌گونه تسلیحات و نیرو برای جنگیدن دارد، اما هدفی در لبنان وجود ندارد که مورد حمله قرار دهد؛ یعنی بحران هدف‌یابی گریبان ارتش اسرائیل را گرفته است. و) ارتش اسرائیل با حمایت اروپا و آمریکا دارای چهار برتری نظامی در منطقه است؛ برتری هوایی، زرهی، دریایی و نیرویی کماندویی و ویژه. در همه جنگ‌های اسرائیل و اعراب، نخست نیروی هوایی اسرائیل اهداف مورد نظر را در هم کوبیده، سپس واحدهای زرهی و مکانیزه به طرف عمق خاک حریف به حرکت درآمده، نیروهای کماندویی و ویژه از زمین و هوا، خود را به اهداف تعیین‌شده رسانده و با نیروی دریایی محاصره و آتش‌باری کرده‌اند. اما در نبرد جاری، پس از یک ماه همه این توانایی‌ها یا بی‌خاصیت شده و یا کم‌اثر. حرکت زرهی و مکانیزه دشمن به سمت عمق خاک لبنان ممکن نیست، زیرا به محض حرکت تانک‌های پیشرفته مرکاروا منهدم می‌شوند. با هدف قرار گرفتن ناوچه و ناوشکن، محاصره دریایی لبنان از میان رفت. نیروهای کماندویی و ویژه چندین نوبت در صور و یک بار در بعلبک، امتحان بدی پس دادند و سرانجام نیروی هوایی حتی نمی‌تواند نقاط پرتاب موشک حزب‌الله را شناسایی و به آنها حمله کند. ز) اکنون ارتش اسرائیل که نزدیک به شصت سال، چون هیولایی وحشتناک و در برابر دیدگان مردم منطقه و جهان بالای سر بیش از یک میلیارد مسلمان نگه داشته بود، تا منافع و سلطه غرب توسط مسلمانان تهدید نشود، چون پیرزنی فرسوده از درد زایمان به خود می‌پیچید.خانم رایس، حادثه لبنان را درد زایمان خواند که البته حرف درستی است، ولی نگفت چه کسی درد می‌کشد. ظاهرا منظور وی لبنان بود تا در سایه قهقهه سران کاخ سفید ، درد قتل بیش از هزاران لبنانی منجر به تولد لبنان جدیدی مطابق میل بوش شود، اما به نظر می‌رسد این درد زایمان بیشتر نصیب اسراییل شد و اکنون معلوم نیست از زایمان این پیرزن 60 ساله چه مولود ناقص‌الخلقه‌ای به دنیا خواهد آمد! ح) اما برجسته‌ترین مشخصه این جنگ، فرماندهی و اداره صحنه‌های نبرد است. در یک سو، فرماندهان و ژنرال‌های باسابقه آمریکایی، اسرائیلی که دوره‌های گوناگون نظامی را طی کرده‌اند و در جانب دیگر، سید جوانی در ردای پیامبر اسلام(ص) به همراه یاران مخلص و فداکارش اداره عرصه را بر عهده دارند. فرماندهان و ژنرال‌هایی که یک بخش جبهه را هدایت می‌کنند، از همه‌گونه سلاح و تجهیزات و امکاناتی که تاکنون بشر به آنها دست یافته، در حساس‌ترین شرایط کمی و کیفی آن برخوردارند و در طرف مقابل، این سید از کم‌ترین وسایل لازم برای نبرد بی‌بهره یا کم‌بهره است. این نکته یادآور نبردهایی است که میان مردان الهی با کمترین امکانات مادی و دشمنانشان که در حداکثر امکانات واقع شده و تاریخ به خود دیده است که البته شاید این صحنه نابرابر، محل آشکار شدن قدرت ایمان الهی است که اگر جبهه مؤمنان مالامال از امکانات مادی باشد، قدرت ایمان الهی نمی‌تواند خودنمایی کند. ط ـ جالب‌ترین ویژگی این کارزار، قطعی بودن نتایج سیاسی ـ نظامی قبل از پایان آن است. اکنون تصرف زمین ولو تا رود لیتانی برای ارتش اسرائیل نه ممکن است و نه مفید از نیروی هوایی نیز جز رسوایی برای اسرائیل و آمریکا نتیجه‌ای حاصل نشد. تخریب پل و پمپ بنزین و کشتن زنان و کودکان و غیرنظامیان و آواره کردن مردم بی‌دفاع حاصلی نیست که بتوانند بر آن ببالند و راهی برایشان نیست جز آن‌که رسوایی را با رسوایی بپوشانند. کاری که اولمرت در سخنان خود با اروپاییان کرد. نیروی دریایی نیز جرأت نزدیک شدن به سواحل لبنان را ندارد چون بلافاصله مورد حمله واقع خواهد شد حمله‌ای که امکان گریز از آن ندارد. اما نتایج دیگر: 1ـ اراضی لبنان اشغال نخواهد شد. 2ـ اسرای لبنانی آزاد خواهند شد. 3ـ نیروهای بین‌المللی و ناتو در مرزهای لبنان و اسرائیل مستقر نخواهند شد. 4ـ دولت، ارتش و حزب‌الله در لبنان می‌مانند. 5ـ خرابی‌ها سریعا بازسازی خواهند شد (رسوایی به اندازه‌ای است که دولت آمریکا و سعودی هم اعلام کرده‌اند، بلافاصله برای بازسازی لبنان اقدام خواهند کرد و درواقع قاتل برای اصالح سریع صحنه قتل آماده است). 6ـ آوارگان به خانه‌هایشان برمی‌گردند. 7ـ دوباره در لبنان زندگی از سر گرفته می‌شود و مردم شریف آن دیار، تاج عزت را بر سر خواهند نهاد. 8ـ آمریکا و اسرائیل ناتوان و به هم ریخته باید کار را دنبال کنند. 9ـ سران دولت‌های عربی مانند عربستان، اردن و مصر سرشکسته در میان مردم خود و منطقه، از درد به خود خواهند پیچید. 10ـ منافقان و وادادگان تا مدت‌ها سکوت را برخواهند گزید. 11ـ شورای امنیت سازمان ملل و دیگر سازمان‌های بین‌المللی، رسواتر از همیشه به صورت مشمئزکننده‌ای ادای دمکراسی، حقوق بشر، صلح جهانی و امنیت را باز هم درخواهند آورد و ملت‌ها به ریش آنان خواهند خندید. 12ـ ایران و سوریه باوقارتر، صبورتر و قدرتمندتر گام‌های استوارتری برخواهند داشت. 13ـ و مسلمانان پس از شش دهه، جشن در هم شکستگی هیبت اسرائیل را بر پا خواهند کرد و آماده خواهند شد تا قدرت او را هم برای همیشه پایان دهند.
|+| نوشته شده توسط سوخته دلان عاشق در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385  |
 يا هو
 
خواهد آمد

همچو خورشيد از وراي ابرها

چون نگاري از پس ديوارها

عاقبت او خواهد آمد

چيست اين

سايه سرد نگاهي منتظر

آه بغض آلوده اي از سوز دل

ناله مرغي گرفتار قفس در آرزوي پرزدن

گوشه اي تنها نشسته

زانوانش در بغل

چشمه جوشان اشكش چون هميشه

زير لب مي‌گويد اين را

خواهد آمد،خواهد آمد

ندبه هاي صبح جمعه

لحظه‌هاي بي سرانجامي

نرم نرمك نخل اميدش به زردي مي‌گرايد

شعله اش خاموش مي‌گردد

پلك‌هايش روي هم آرام مي‌گيرند

ليك گويي آسمان فرياد مي‌دارد

كين طلوع فجر صادق زان شب بي مهر تنهاييست

اين غروب شام تار تيره‌بختي هاست

صبج نزديك است ياران

گوش بسپاريد

اين اذان صبح اميد است

خيز اينك نوبت تكبير و ذكر است و سجود آنگه سلام

السلام اي ذكر اكبر السلام

خيز بايد كوچه را آذين كنيم

بار بنديم و صنم را زين كنيم

يار مي‌آيد نه وقت خفتن است

بهر مهمان كردنش كاري كنيم

صبح نزديك است تا كي پيله بر اطراف خود پيچيده‌ايد

سربرآريد

گوش بسپاريد

باد، باران، رود، چشمه

هركجا، هردم، به هر كس مي‌رسند

با هم اين آهنگ يكتا را نوازش مي‌كنند

اين غروب شام تار تيره بختي‌هاست

صبح نزديك است ياران

    به اميد ظهور
                     يا علي
                               يا هو
 
الگوی مبارزه

دفاعيات نواب صفوی در دادگاه

هو العزيز

عجبا! ساليان و ماهها, نصايح عاقلانه كردم, دلايل و براهين كافي براي هدايت شما و هيأت حاكمة منحرف منسوب به شما آوردم, طرق روشن نجات از بدبختي‌هاي مادي و معنوي را روي اصول نوراني معارف اسلام با صراحت و سوز دل به شما و هيأت حاكمه منحرف نشان دادم. طريق عمل به آنان را يك يك بيان كردم و براي تفهيم اين حقايق, خون دلها خوردم و در تربيت فرزندان گمراه اسلام و ايران به ياري خداي جهان و ايران كوشيدم. بهترين آثار فضيلت را براي سعادت قطعي ملت مسلمان ايران و هيأت حاكمه منحرف توسط صفوف نوراني برادران پاكم, «فرزندان عزيز اسلام» به ظهور مي‌رسانم و همچنين با علم و منطق و تجربه و عمل, اثبات نمودم كه تنها راه نجات از تمامي بدبختي و اختلافات و فاصله‌هاي خطرناك و فقر و بينوايي عمومي و دشمني‌ها و انحرافات افكار, توسل به اشعه نوراني معارف اسلام است, شفاهاً و كتباً قول دادم كه اگر هيأت حاكمه بر آن باشد كه حكومتش را قانوني نمايد و به دستورات نوراني اسلام و معارف بلند پايه آن عمل كند, من با منافع فكري خدادادي و ارادة قوي و تواناي پروردگار در پيشرفت اين وظيفة بزرگ و نيل به اين سعادت و حركت به سوي اتحاد روحي عظيم از مسير نوراني اسلام بزرگترين مساعدت‌ها را به آنها بكنم و به ياري خداي جهان حكومت غاصبشان را منزه و پايه‌اش را بر قلوب نهم تا به سعادت دنيا و آخرت برسند و از دو نوع بدبختي و تزلزل نجات يابند تا سرانجام ايران يا سرزمين پيروان آل محمد (ص) به ياري خداي جهان بهشت محبان گرديده و سرمشق تمدن بشر بشود و درس انسانيت و آدميت به دنيا بياموزد و پرچم افتخار هدايت قطعي بشر را بر دوش نهد. آري, بس در عجبم كه پس از اين همه تلاشهاي بزرگان دين باور نمي‌كردم بعضي مردم بدين پايه از اصول علم و معارف و انسانيت دور بوده باشند و در طول اين مدت هميشه به حركات سابق خويش و حركت وسيع و خطرناك خو در وادي ناداني و جهل ادامه داده, ابداً نظري به مصالح دنياي خود هم نكرده, گوش به هيچ منطق صحيحي ندهند و صفوف انحراف و جهل را براي مقاومت در برابر اشعه نوراني علوم و حقايق مذكور به كار برند, و كارشكني نموده, دست نادانان و منحرفين و جنايتكاران گمراه را در همه جا باز ندارند و تنها براي آن چيز كه مصالح و منافع بزرگ مادي و معنوي خودشان در آن است,‌ بجنگند. عجبا! شگفتا! تاريخ مقدس انبياء تكرار مي‌شود. اين فرزندان گمراه بشر ابداً به مصالح خود توجهي نمي‌كنند و من هرگاه تاريخ مقدس انبياء و نصايح گرانمايه عالمانه و منطق بلند و راهنمايي‌هاي سرا پا مهر آنها را نسبت به فرعون‌ها و شدادها مطالعه مي‌نمودم, به تأثير معكوس منطق روشن و حقايق نوراني اسلام در فريفتگان دنيا و خود باختگان در برابر شهوات دنيا برخورد مي‌كردم و سراپا تعجب زده بر سوزهاي دروني و مشقات انبيا و انحرافات قطعي و نهايت جهالت و تاريكي مغز شدادها يك دنيا متأسف شدم و عجب داشتم از نمونه‌هاي افراد بشر شريفي كه تا بدين پايه مصالح و منافع خود را گم كرده, در وادي تاريك جهل اين طور ثابت باشند و در بدبختي خويش بدين سختي بكوشند. اما در اين ايامي كه بشر نادان باز هم از روي ناداني آن را عصر نوراني ارتقائش شمرده است, اين معضلات در نظرم به آساني صف كشيده, از مشاهدة‌ انحرافات بشر گمراه امروز كه پر از دعاوي غلط مي‌باشد و داراي اين مرتبه سستي روحي و نهايت اين گمراهي و ناداني است در شگفتم, و از تحيرم نسبت به گمراهان گذشته بشر بيمار مي‌كاهد. اينك, اي نمونه بشر شريفي كه مع الاسف در صف گمراهان هيأت حاكمه منحرف قرار گرفته, به شدت وادي جهل را به همراهي آنان خواه و ناخواه مي‌پيمايند, و به عنوان بازپرس يا به هر عنوان ديگري از من سؤال مي‌فرماييد, پاسخ سؤالات شما, ميل داريد, سخني به حق باشد يا نا به حق؟ چنانكه شما هم مثل ساير گمراهان انتظار سخن ناحقي از من نداشته باشيد, معاذ الله پناه مي‌برم به خدا كه سخني به ناحق گفته باشم يا بگويم, و به ياري خدا كه سازمان تمام افراد بشر را بر حق نهاد, از مسير حق منحرف نشده و نمي‌شوم. [انشاء الله ارحمن] و اگر انتظار پاسخ حق و سخن صحيح از من داشته باشيد, اين است كه: شما و حكومت منحرف و دستگاه حاكمه نادان كنوني پس از اتمام شواهد آسماني و براهين و آيات و نشانه‌هاي سازماني جهان و پس از تمام حقايق ثابت تنها به يك دليل بزرگ, ‌اساس قانون اساسي كه موجد حكومت و هيئت حاكمه بوده و بر پايه قوانين مقدس اسلام نهاده شده,‌ تا روزي كه سراسر احكام اسلام را مو به مو, طبق مذهب مقدس جعفري در سراسر كشور اسلامي ايران عمل ننمايند و معارف مقدس اسلام را نشر ننمايند, حكومتتان به هيچ وجه قانوني نبوده, و حق هيچ گونه عملي و سؤالي و بازداشتن و حق هيچ گونه مداخله‌اي در امور ملت مسلمان ايران از نظر فرد يا اجتماع نداشته و نخواهد داشت, و من كه هيچگاه بر خلاف حق به ياري خدا حركت نمي‌كنم جز نصيحت به شما و هيأت حاكمه هيچ سؤال اداري و تشريفاتي را به شما پاسخ نخواهم داد. اما از اداء وظيفه ديني خود و راهنمايي هيأت حاكمه غافل گمراه, كوتاهي نمي‌كنم. انشاء‌ الله تا روزي كه ببينم به ياري خدا در سراسر ايران احكام اسلام را طبق مذهب مقدس جعفري اجرا نموده‌ايد و خود و ملت مسلمان ايران را از تمام بدبختيهاي مادي و معنوي و اختلافات و دشمني‌هاي طبقاتي به مدد معارف نوراني اسلام نجات قطعي بخشيده‌ايد و حكومتي به تمام معني, قانوني و رسمي شده‌ايد. آنگاه انشاء الله من نيز خدمتگزار شما و ملت مسلمان ايران بوده و در برابر قوانين جاريه اسلامي كه اساس قانون اساسي بر آن نهاده شده است, ‌تسليم محض خواهم بود, زيرا تسليم در برابر مقررات اسلام, تسليم در برابر ذات مقدس خداست, و در آن روز هم به يقين مي‌دانم كه به جاي حركات امروز خود با من جز به لطف و احترام به دلايل موجود خود, رفتار نخواهيد داشت.

به ياري خداي توانا

 سيد مجتبي نواب صفوي

|+| نوشته شده توسط سوخته دلان عاشق در چهارشنبه چهارم مرداد 1385  |
 
 
بالا