دفاعيات نواب صفوی در دادگاه
هو العزيز
عجبا! ساليان و ماهها, نصايح عاقلانه كردم, دلايل
و براهين كافي براي هدايت شما و هيأت حاكمة منحرف منسوب به شما آوردم, طرق روشن نجات از بدبختيهاي مادي و معنوي را روي اصول نوراني معارف اسلام با صراحت و سوز دل به شما و هيأت حاكمه منحرف نشان دادم. طريق عمل به آنان را يك يك بيان كردم و براي تفهيم اين حقايق, خون دلها خوردم و در تربيت فرزندان گمراه اسلام و ايران به ياري خداي جهان و ايران كوشيدم. بهترين آثار فضيلت را براي سعادت قطعي ملت مسلمان ايران و هيأت حاكمه منحرف توسط صفوف نوراني برادران پاكم, «فرزندان عزيز اسلام» به ظهور ميرسانم و همچنين با علم و منطق و تجربه و عمل, اثبات نمودم كه تنها راه نجات از تمامي بدبختي و اختلافات و فاصلههاي خطرناك و فقر و بينوايي عمومي و دشمنيها و انحرافات افكار, توسل به اشعه نوراني معارف اسلام است, شفاهاً و كتباً قول دادم كه اگر هيأت حاكمه بر آن باشد كه حكومتش را قانوني نمايد و به دستورات نوراني اسلام و معارف بلند پايه آن عمل كند, من با منافع فكري خدادادي و ارادة قوي و تواناي پروردگار در پيشرفت اين وظيفة بزرگ و نيل به اين سعادت و حركت به سوي اتحاد روحي عظيم از مسير نوراني اسلام بزرگترين مساعدتها را به آنها بكنم و به ياري خداي جهان حكومت غاصبشان را منزه و پايهاش را بر قلوب نهم تا به سعادت دنيا و آخرت برسند و از دو نوع بدبختي و تزلزل نجات يابند تا سرانجام ايران يا سرزمين پيروان آل محمد (ص) به ياري خداي جهان بهشت محبان گرديده و سرمشق تمدن بشر بشود و درس انسانيت و آدميت به دنيا بياموزد و پرچم افتخار هدايت قطعي بشر را بر دوش نهد. آري, بس در عجبم كه پس از اين همه تلاشهاي بزرگان دين باور نميكردم بعضي مردم بدين پايه از اصول علم و معارف و انسانيت دور بوده باشند و در طول اين مدت هميشه به حركات سابق خويش و حركت وسيع و خطرناك خو در وادي ناداني و جهل ادامه داده, ابداً نظري به مصالح دنياي خود هم نكرده, گوش به هيچ منطق صحيحي ندهند و صفوف انحراف و جهل را براي مقاومت در برابر اشعه نوراني علوم و حقايق مذكور به كار برند, و كارشكني نموده, دست نادانان و منحرفين و جنايتكاران گمراه را در همه جا باز ندارند و تنها براي آن چيز كه مصالح و منافع بزرگ مادي و معنوي خودشان در آن است, بجنگند. عجبا! شگفتا! تاريخ مقدس انبياء تكرار ميشود. اين فرزندان گمراه بشر ابداً به مصالح خود توجهي نميكنند و من هرگاه تاريخ مقدس انبياء و نصايح گرانمايه عالمانه و منطق بلند و راهنماييهاي سرا پا مهر آنها را نسبت به فرعونها و شدادها مطالعه مينمودم, به تأثير معكوس منطق روشن و حقايق نوراني اسلام در فريفتگان دنيا و خود باختگان در برابر شهوات دنيا برخورد ميكردم و سراپا تعجب زده بر سوزهاي دروني و مشقات انبيا و انحرافات قطعي و نهايت جهالت و تاريكي مغز شدادها يك دنيا متأسف شدم و عجب داشتم از نمونههاي افراد بشر شريفي كه تا بدين پايه مصالح و منافع خود را گم كرده, در وادي تاريك جهل اين طور ثابت باشند و در بدبختي خويش بدين سختي بكوشند. اما در اين ايامي كه بشر نادان باز هم از روي ناداني آن را عصر نوراني ارتقائش شمرده است, اين معضلات در نظرم به آساني صف كشيده, از مشاهدة انحرافات بشر گمراه امروز كه پر از دعاوي غلط ميباشد و داراي اين مرتبه سستي روحي و نهايت اين گمراهي و ناداني است در شگفتم, و از تحيرم نسبت به گمراهان گذشته بشر بيمار ميكاهد. اينك, اي نمونه بشر شريفي كه مع الاسف در صف گمراهان هيأت حاكمه منحرف قرار گرفته, به شدت وادي جهل را به همراهي آنان خواه و ناخواه ميپيمايند, و به عنوان بازپرس يا به هر عنوان ديگري از من سؤال ميفرماييد, پاسخ سؤالات شما, ميل داريد, سخني به حق باشد يا نا به حق؟ چنانكه شما هم مثل ساير گمراهان انتظار سخن ناحقي از من نداشته باشيد, معاذ الله پناه ميبرم به خدا كه سخني به ناحق گفته باشم يا بگويم, و به ياري خدا كه سازمان تمام افراد بشر را بر حق نهاد, از مسير حق منحرف نشده و نميشوم. [انشاء الله ارحمن] و اگر انتظار پاسخ حق و سخن صحيح از من داشته باشيد, اين است كه: شما و حكومت منحرف و دستگاه حاكمه نادان كنوني پس از اتمام شواهد آسماني و براهين و آيات و نشانههاي سازماني جهان و پس از تمام حقايق ثابت تنها به يك دليل بزرگ, اساس قانون اساسي كه موجد حكومت و هيئت حاكمه بوده و بر پايه قوانين مقدس اسلام نهاده شده, تا روزي كه سراسر احكام اسلام را مو به مو, طبق مذهب مقدس جعفري در سراسر كشور اسلامي ايران عمل ننمايند و معارف مقدس اسلام را نشر ننمايند, حكومتتان به هيچ وجه قانوني نبوده, و حق هيچ گونه عملي و سؤالي و بازداشتن و حق هيچ گونه مداخلهاي در امور ملت مسلمان ايران از نظر فرد يا اجتماع نداشته و نخواهد داشت, و من كه هيچگاه بر خلاف حق به ياري خدا حركت نميكنم جز نصيحت به شما و هيأت حاكمه هيچ سؤال اداري و تشريفاتي را به شما پاسخ نخواهم داد. اما از اداء وظيفه ديني خود و راهنمايي هيأت حاكمه غافل گمراه, كوتاهي نميكنم. انشاء الله تا روزي كه ببينم به ياري خدا در سراسر ايران احكام اسلام را طبق مذهب مقدس جعفري اجرا نمودهايد و خود و ملت مسلمان ايران را از تمام بدبختيهاي مادي و معنوي و اختلافات و دشمنيهاي طبقاتي به مدد معارف نوراني اسلام نجات قطعي بخشيدهايد و حكومتي به تمام معني, قانوني و رسمي شدهايد. آنگاه انشاء الله من نيز خدمتگزار شما و ملت مسلمان ايران بوده و در برابر قوانين جاريه اسلامي كه اساس قانون اساسي بر آن نهاده شده است, تسليم محض خواهم بود, زيرا تسليم در برابر مقررات اسلام, تسليم در برابر ذات مقدس خداست, و در آن روز هم به يقين ميدانم كه به جاي حركات امروز خود با من جز به لطف و احترام به دلايل موجود خود, رفتار نخواهيد داشت.
به ياري خداي توانا
سيد مجتبي نواب صفوي